در تاریخ معاصر ایران، جنوب کشور یکی از مهمترین مناطقی بود که بیش از یکبار در معرض حضور و مداخله قدرتهای خارجی قرار گرفت. موقعیت بوشهر در ساحل خلیج فارس، ارتباط دریایی با هند و اهمیت مسیرهای تجاری جنوب، این شهر را به نقطهای راهبردی برای بریتانیا تبدیل کرده بود.
در میانه جنگ جهانی اول، این وضعیت شکل تازهای پیدا کرد. ایران اعلام بیطرفی کرده بود، اما نیروهای روسیه، بریتانیا و عثمانی وارد بخشهایی از کشور شدند و عملاً بیطرفی ایران با واقعیت میدان جنگ در تضاد قرار گرفت. در جنوب، بوشهر به یکی از مهمترین نقاط حضور بریتانیا تبدیل شد و در برابر این حضور، نیروهای محلی تنگستان و دشتستان مقاومت کردند.
در میان چهرههای این مقاومت، نام رئیسعلی دلواری بیش از همه شناخته شده است؛ مردی از دلوار که در سال ۱۹۱۵ در برابر نیروهای بریتانیا ایستاد و پس از کشته شدنش، به یکی از نمادهای مقاومت جنوب ایران تبدیل شد.
اما داستان رئیسعلی دلواری فقط روایت یک فرمانده محلی نیست. برای فهم این واقعه باید به موقعیت بوشهر، رقابت قدرتهای خارجی، وضعیت سیاسی ایران در دوره قاجار و نقش نیروهای محلی در جنوب نیز توجه کرد.
رئیسعلی دلواری که بود؟
رئیسعلی دلواری از چهرههای شناختهشده تنگستان در جنوب ایران بود. نام او با دلوار، بوشهر و مقاومت نیروهای محلی در برابر بریتانیا در جریان جنگ جهانی اول پیوند خورده است.
دلوار در ساحل خلیج فارس و در نزدیکی بوشهر قرار داشت. این موقعیت جغرافیایی باعث میشد تحولات بندر بوشهر و اتفاقات سیاسی و نظامی جنوب مستقیماً بر زندگی مردم منطقه اثر بگذارد.
رئیسعلی در سالهای پیش از جنگ جهانی اول نیز در فضای سیاسی و اجتماعی جنوب حضور داشت، اما شهرت تاریخی او بیش از هر چیز به وقایع سال ۱۹۱۵ بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای بریتانیا در بوشهر مستقر شدند و درگیری میان آنها و نیروهای محلی شدت گرفت.
رئیسعلی در این دوره یکی از رهبران نیروهای تنگستانی بود که در برابر حضور بریتانیا مقاومت کردند. ایرانیکا از او به عنوان یک رئیس محلی ضدبریتانیا یاد میکند که در درگیریهای خونین سال ۱۹۱۵ در منطقه بوشهر حضور داشت.

رئیسعلی دلواری؛ از چهرههای شناختهشده مقاومت جنوب ایران در جریان جنگ جهانی اول
چرا بوشهر برای بریتانیا اهمیت داشت؟
برای درک درگیریهای سال ۱۹۱۵ باید ابتدا جایگاه بوشهر را بشناسیم.
بوشهر در دوره قاجار یکی از بنادر مهم ایران در خلیج فارس بود. ارتباط دریایی با کشورهای منطقه، فعالیت تجاری و قرار گرفتن شهر در مسیر ارتباطی جنوب ایران باعث شده بود این بندر اهمیت اقتصادی و سیاسی قابل توجهی پیدا کند.
از سوی دیگر، مسیر بوشهر به شیراز و مناطق داخلی فارس نیز اهمیت داشت. بریتانیا که در خلیج فارس منافع گستردهای داشت، امنیت مسیرهای تجاری و ارتباطی منطقه را موضوعی مهم برای سیاست خود میدانست.
اهمیت بوشهر فقط به تجارت محدود نبود. این شهر از نظر نظامی نیز برای بریتانیا اهمیت داشت و سابقه مداخله نظامی این کشور در آن به پیش از جنگ جهانی اول بازمیگشت. دانشنامه ایرانیکا به اشغال بوشهر در جریان جنگ ایران و انگلیس در سالهای ۱۸۵۶ و ۱۸۵۷ و همچنین حضور نیروهای انگلیسی ـ هندی در سال ۱۹۱۱ اشاره میکند.
به همین دلیل، زمانی که جنگ جهانی اول آغاز شد، بوشهر از نخستین نقاطی بود که اهمیت نظامی آن برای بریتانیا افزایش یافت.
سابقه حضور نظامی بریتانیا در بوشهر
درگیری رئیسعلی دلواری با بریتانیا را نمیتوان جدا از سابقه طولانیتر روابط دو طرف در جنوب ایران بررسی کرد.
در جنگ ایران و انگلیس در سالهای ۱۸۵۶ و ۱۸۵۷ میلادی، نیروهای بریتانیا بوشهر را اشغال کردند. این رویداد یکی از نخستین نمونههای مهم مداخله مستقیم نظامی بریتانیا در این بندر بود.
دههها بعد، در سال ۱۹۰۹ نیز یک واحد از نیروهای دریایی بریتانیا در بوشهر پیاده شد. این اقدام در فضای پرتنش پس از انقلاب مشروطه انجام گرفت و نگرانی ملیگرایان ایرانی را افزایش داد. نیروهای بریتانیایی در همان سال پس از مدتی بوشهر را ترک کردند.
در سال ۱۹۱۱ نیز نیروهای انگلیسی ـ هندی در بوشهر فرود آمدند. بنابراین، حضور بریتانیا در سال ۱۹۱۵ برای مردم منطقه پدیدهای کاملاً تازه نبود؛ بلکه در ادامه مجموعهای از مداخلات و حضورهای نظامی و سیاسی بریتانیا در جنوب ایران قرار داشت.

اشغال بوشهر در اوت ۱۹۱۵، آغاز دورهای از درگیری مستقیم میان نیروهای بریتانیا و گروههای محلی جنوب بود
جنگ جهانی اول و بیطرفی ایران
جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ آغاز شد. دولت ایران اعلام بیطرفی کرد، اما موقعیت جغرافیایی کشور و رقابت قدرتهای بزرگ باعث شد این بیطرفی در عمل حفظ نشود.
نیروهای روسیه در شمال ایران حضور داشتند، بریتانیا در جنوب فعال بود و نیروهای عثمانی نیز در بخشهایی از کشور وارد درگیری شدند. ایران در نتیجه جنگ به یکی از صحنههای رقابت و عملیات قدرتهای درگیر تبدیل شد.
در جنوب، بریتانیا علاوه بر نگرانی درباره موقعیت خود در خلیج فارس، با فعالیتهای آلمان نیز روبهرو بود. ویلهلم واسموس، دیپلمات آلمانی، در این دوره در جنوب ایران فعالیت میکرد و با برخی خوانین و نیروهای محلی ارتباط داشت.
واسموس در تحریک برخی نیروهای محلی علیه بریتانیا نقش داشت و توانست از طریق ارتباط با قبایل ساحلی، فشار بر مواضع بریتانیا را افزایش دهد. با این حال، نقش او را نباید بهتنهایی علت شکلگیری مقاومت جنوب دانست.
مخالفت با حضور بریتانیا در جنوب، علاوه بر رقابت آلمان و بریتانیا، ریشههای محلی و سیاسی نیز داشت؛ موضوعی که در بررسی قیام تنگستان اهمیت زیادی دارد.
اشغال بوشهر توسط نیروهای بریتانیا
در ۸ اوت ۱۹۱۵، نیروهای بریتانیا بوشهر را اشغال کردند. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که ایران رسماً بیطرفی خود را اعلام کرده بود. پس از اشغال، حکومت نظامی در شهر برقرار شد.
ورود نیروهای بریتانیایی به بوشهر، زمینه درگیریهای گستردهتری را در اطراف شهر فراهم کرد. نیروهای محلی که حضور نظامی یک قدرت خارجی را در منطقه خود نمیپذیرفتند، به تدریج وارد رویارویی مستقیم با بریتانیا شدند.
در همین فضای پرتنش بود که رئیسعلی دلواری و نیروهای تنگستانی نقش پررنگتری پیدا کردند.
آغاز درگیری رئیسعلی دلواری با بریتانیا
در ژوئیه ۱۹۱۵، پیش از اشغال رسمی بوشهر، نیروهای تنگستانی به مواضع بریتانیا در بوشهر حمله کردند. ایرانیکا این حمله را نخستین درگیری نظامی مهم میان نیروهای بریتانیا و قبایل تنگستان در جریان جنگ جهانی اول معرفی میکند. حمله دفع شد، اما نشان داد که حضور بریتانیا با مقاومت نیروهای محلی روبهرو خواهد شد.
پس از اشغال بوشهر، درگیریها ادامه پیدا کرد. بریتانیا برای تقویت موقعیت خود نیرو و تجهیزات بیشتری به منطقه فرستاد و تلاش کرد مسیرهای ارتباطی اطراف بوشهر را تحت کنترل نگه دارد.
در مقابل، نیروهای محلی از شناخت دقیق جغرافیای منطقه استفاده میکردند. ساحل، نخلستانها و مسیرهای محلی شرایطی ایجاد میکرد که نیروهای بومی بتوانند با حملات سریع و نامنظم، فشار بیشتری بر نیروهای مجهزتر بریتانیا وارد کنند.

مبارزان تنگستانی با استفاده از شناخت جغرافیای منطقه، در برابر نیروهای مجهزتر بریتانیا مقاومت میکردند.
نبرد دلوار؛ جنگ نامنظم در جنوب ایران
مقاومت در جنوب ایران یک جنگ کلاسیک میان دو ارتش منظم نبود. در یک طرف، نیروهای بریتانیا قرار داشتند که از سازمان نظامی، تجهیزات و پشتیبانی بیشتری برخوردار بودند و در طرف دیگر، نیروهای محلی قرار داشتند که بیشتر بر شناخت منطقه و تحرک تکیه میکردند.
این تفاوت در شیوه جنگ اهمیت زیادی داشت.
نیروهای محلی معمولاً ترجیح میدادند در شرایطی وارد درگیری شوند که امکان استفاده از زمین و غافلگیری برای آنها وجود داشته باشد. چنین روشی برای نیروهای بریتانیایی که باید از مواضع، مسیرها و ارتباطات خود محافظت میکردند، چالش ایجاد میکرد.
در منابع تاریخی، از درگیریهای خونین میان نیروهای بریتانیا و گروههای محلی در منطقه بوشهر در پاییز ۱۹۱۵ یاد شده است. در همین دوره بود که رئیسعلی دلواری کشته شد.

مقاومت جنوب تنها یک رویارویی نظامی نبود و نیروهای اجتماعی و مذهبی نیز در شکلگیری فضای ضدبیگانه نقش داشتند.
مقاومت جنوب تنها به نیروهای مسلح محدود نبود.
برخی علما و روحانیون منطقه نیز با حضور نیروهای خارجی مخالفت کردند و در شکلگیری فضای سیاسی و اجتماعی مقاومت نقش داشتند. همچنین خوانین و گروههای محلی هرکدام بر اساس شرایط سیاسی، اجتماعی و منافع منطقهای خود در تحولات جنوب موضعگیری میکردند.
به همین دلیل، قیام جنوب را نمیتوان یک حرکت کاملاً یکپارچه و تکعلتی دانست. عوامل مختلفی از جمله مخالفت با مداخله خارجی، منافع محلی، رقابتهای سیاسی، مسائل مذهبی و شرایط جنگ جهانی اول در شکلگیری این مقاومت نقش داشتند.
رئیسعلی دلواری و ویلهلم واسموس؛ یک رابطه پیچیده
رابطه رئیسعلی دلواری با ویلهلم واسموس یکی از موضوعاتی است که در روایتهای مربوط به قیام جنوب زیاد درباره آن صحبت شده است.
واسموس نماینده منافع آلمان در جنوب ایران بود و در جریان جنگ جهانی اول تلاش کرد نیروهای محلی را علیه بریتانیا فعال کند. او از روابطی که پیشتر در منطقه ایجاد کرده بود استفاده کرد و با برخی خوانین ساحلی ارتباط گرفت.
اما اینکه مقاومت رئیسعلی را صرفاً نتیجه فعالیت واسموس بدانیم، تصویری ناقص از ماجرا ارائه میدهد.
نیروهای تنگستانی پیش از هر چیز با شرایط سیاسی و نظامی منطقه خود مواجه بودند. حضور بریتانیا در بوشهر، سابقه مداخلات خارجی و شرایط جنگ جهانی اول، زمینهای فراهم کرده بود که مقاومت محلی شکل بگیرد.
بنابراین، واسموس را باید یکی از عوامل مؤثر در تحولات جنوب دانست، نه تنها علت قیام.

ویلهلم واسموس با برخی نیروهای محلی جنوب ارتباط داشت و در تحریک مقاومت علیه بریتانیا نقش ایفا کرد.
چرا جنوب ایران به کانون مقاومت تبدیل شد؟
چند عامل در شکلگیری مقاومت جنوب نقش داشتند.
- نخست، موقعیت جغرافیایی. بوشهر در ساحل خلیج فارس قرار داشت و مستقیماً با حضور نیروهای خارجی روبهرو بود.
- دوم، اهمیت اقتصادی و تجاری. بوشهر بندری مهم بود و مسیرهای ارتباطی آن با شیراز و دیگر نقاط فارس اهمیت زیادی داشت.
- سوم، ساختار اجتماعی جنوب. در مناطقی مانند تنگستان و دشتستان، خوانین و نیروهای محلی نفوذ قابل توجهی داشتند و در شرایط بحران میتوانستند نیروی مسلح فراهم کنند.
- چهارم، ضعف دولت مرکزی. دولت قاجار در آن دوره از نظر نظامی و اداری توان کافی برای کنترل مؤثر تمام کشور و جلوگیری از مداخله قدرتهای خارجی نداشت.
مجموع این عوامل باعث شد جنوب ایران در جریان جنگ جهانی اول به یکی از مهمترین عرصههای مقاومت علیه نفوذ خارجی تبدیل شود.
شهادت رئیسعلی دلواری
رئیسعلی دلواری در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی، برابر با ۳ سپتامبر ۱۹۱۵، در جریان درگیریهای جنوب کشته شد.
مرگ او پایان مقاومت نیروهای تنگستانی نبود. دیگر رهبران محلی نیز پس از او به مبارزه ادامه دادند و درگیریهای جنوب برای سالها ادامه یافت.
کشته شدن رئیسعلی را در چارچوب درگیریهای خونین پاییز ۱۹۱۵ میان نیروهای بریتانیا و قبایل منطقه بوشهر ثبت شده است.

نام رئیسعلی دلواری پس از کشته شدن او به یکی از نمادهای مقاومت جنوب ایران تبدیل شد.
پس از رئیسعلی؛ مقاومت ادامه پیدا کرد
با کشته شدن رئیسعلی، مقاومت جنوب متوقف نشد.
نیروهای محلی در تنگستان، دشتستان، دشتی و فارس در سالهای بعد نیز با نیروهای وابسته به بریتانیا درگیر بودند. زائر خضرخان تنگستانی از چهرههای مهم این دوره بود.
نقش واسموس نیز پس از کشته شدن رئیسعلی ادامه پیدا کرد. او تلاش کرد ارتباط خود را با گروههای مختلف محلی حفظ کند و ائتلافهایی علیه بریتانیا شکل دهد. ایرانیکا به ارتباط او با قبایل جنوب و تلاش برای ایجاد اتحادهای تازه در سالهای بعد اشاره میکند.
در نتیجه، اگرچه رئیسعلی مهمترین چهره شناختهشده این دوره است، اما مقاومت جنوب یک حرکت تکنفره نبود؛ مجموعهای از نیروهای محلی و سیاسی در آن نقش داشتند.
پایان حضور بریتانیا در بوشهر
حضور نظامی بریتانیا در بوشهر تا پایان جنگ جهانی اول ادامه داشت.
پس از تحولات جنگ و تغییر شرایط سیاسی منطقه، بریتانیا در نهایت از بوشهر خارج شد. بر اساس دانشنامه ایرانیکا، خروج نیروهای بریتانیایی از بوشهر در مارس ۱۹۱۹ انجام شد.
اما خروج نیروهای بریتانیا به معنای پایان نفوذ این کشور در ایران نبود. در سالهای پس از جنگ، بریتانیا همچنان در سیاست و اقتصاد ایران نفوذ قابل توجهی داشت و توافق ۱۹۱۹ نیز تلاش دیگری برای تثبیت این نفوذ بود؛ توافقی که با مخالفت گسترده در ایران روبهرو شد و در مجلس به تصویب نرسید.
رئیسعلی دلواری؛ از رهبر محلی تا نماد ملی
رئیسعلی دلواری در زمان حیات خود یکی از رهبران نیروهای محلی تنگستان بود، اما در حافظه تاریخی ایرانیان جایگاهی فراتر از یک فرمانده محلی پیدا کرد.
علت این ماندگاری را باید در شرایط تاریخی دوره او جستوجو کرد؛ دورهای که ایران از یک سو با ضعف ساختار حکومت مرکزی و از سوی دیگر با رقابت و مداخله قدرتهای خارجی روبهرو بود.
مقاومت رئیسعلی و دیگر نیروهای جنوب نشان داد که در چنین شرایطی، نیروهای محلی نیز میتوانستند در برابر حضور نظامی قدرتهای خارجی ایستادگی کنند.
امروز نام او با دلوار، تنگستان، بوشهر، جنگ جهانی اول و مبارزه با استعمار انگلیس پیوند خورده است.
۱۲ شهریور نیز در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز مبارزه با استعمار انگلیس شناخته میشود.
با این حال، نگاه تاریخی دقیقتر یادآوری میکند که مقاومت جنوب را نباید تنها به یک شخصیت محدود کرد. رئیسعلی یکی از مهمترین چهرههای این جریان بود، اما خوانین، نیروهای محلی، علما و گروههای سیاسی نیز در تحولات آن دوره نقش داشتند.
جمعبندی؛ رئیسعلی دلواری و خاطره مقاومت جنوب
ماجرای رئیسعلی دلواری بخشی از تاریخ پیچیده جنوب ایران در سالهای جنگ جهانی اول است؛ دورهای که بوشهر به دلیل موقعیت تجاری و استراتژیک خود اهمیت ویژهای پیدا کرده بود و حضور بریتانیا در آن افزایش یافت.
ایران اعلام بیطرفی کرده بود، اما حضور نیروهای خارجی در مناطق مختلف کشور باعث شد این بیطرفی در عمل دوام نیاورد. در جنوب، اشغال بوشهر در اوت ۱۹۱۵ به درگیریهای گستردهتری میان نیروهای بریتانیا و گروههای محلی انجامید.
رئیسعلی دلواری در این شرایط به یکی از مهمترین رهبران مقاومت تنگستان تبدیل شد. او و نیروهای محلی با استفاده از شناخت منطقه و شیوههای جنگ نامنظم در برابر نیروهای بریتانیا ایستادگی کردند.
کشته شدن رئیسعلی در شهریور ۱۲۹۴ پایان مقاومت جنوب نبود. در سالهای بعد نیز نیروهای محلی به مبارزه ادامه دادند و سرنوشت جنوب همچنان تحت تأثیر رقابت قدرتهای خارجی قرار داشت.
بیش از یک قرن بعد، نام رئیسعلی دلواری همچنان با تاریخ بوشهر و تنگستان گره خورده است. اهمیت او فقط در تعداد نبردها یا جزئیات نظامی خلاصه نمیشود؛ آنچه جایگاه او را ماندگار کرده، قرار گرفتن زندگی و مبارزهاش در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر ایران است؛ دورهای که مسئله استقلال، مداخله خارجی و نقش نیروهای محلی در دفاع از سرزمین، به شکلی جدی در برابر جامعه ایران قرار گرفت.




نظرات کاربران